باغات سنتی قزوین

برای لحظاتی با خود فکر کنید در شهری زندگی می‌کنید که مکانیزمی دارد تا بوی خوش در شهر بپیچد. یا اینکه هوای مطلوب در شهر بوزد. هوایی نه گرم و نه سرد. نه خشک و نه با رطوبت بسیار بالا.

شاید این ایده به نظر نشدنی بیاید و یا حتی فقط خیال‌انگیز. اما می‌خواهم برایتان بگویم که این‌ها نه خیال است و نه وهم.

روزگاری مردمان این سرزمین، در شهرهایشان چنین کارهایی را انجام داده‌اند.

حتمن تعداد بی‌شماری از ما به شیراز و اصفهان سفر کرده‌ایم. اگر در فصل بهار به شیراز بروید، هنوز هم بوی بهار نارنج سرمست‌تان می‌کند. روزگاری در اطراف شهرهای شیراز، اصفهان و قزوین باغاتی وجود داشت که هریک به دلایلی پدید آمده بودند. باغاتی که امروز یا نیستند و یا در حال از بین رفتن‌اند.

باغاتی که برای شهر نقش اکولوژیک داشتند و محافظ شهر بودند.

میخواهم از باغات شهر قزوین برای‌تان بگویم. باغاتی که به گفته آدم‌های اهل فن، از حدود ۴۰۰۰ هکتار آن امروز تنها ۲۵۰۰ هکتار باقی مانده است. روزگاری نه چندان دور، این باغات که وسعتی حدود ۶ برابر وسعت شهر داشتند، دورتادور شهر را مانند یک حلقه سبز در برگرفته و شهر را از آسیب دور نگه می‌داشتند.

اما توسعه شهر و مهاجرت و دلایل دیگر که شهرنشینی را گسترش داد، باعث شد تا این باغات آرام آرام جای خود را به ساختمان‌ها بدهند و امروز بحث و گفتگو بر سر ماندن و یا تکه تکه شدن و از بین رفتن این باغات داغ است.

می‌خواهم تنها به بخشی از مزیت وجود این باغات اشاره کنم تا بدانیم که پیشینیان چه برایمان گذاشتند و ما چه برای آیندگان خواهیم گذاشت. قزوین دو باد معروف دارد. باد مه که از شمال بر شهر می‌وزد و بسیار سرد و خشک است و باد راز که از دشت جنوب قزوین بر شهر می‌وزد و گرم و خشک است و به همراه خود گرد نرمی را به همراه دارد.

پیشینیان‌مان راهکاری اندیشیدند تا خود را از گزند وزش این بادها در امان دارند. وجود این باغات در دور شهر، مانند فیلتری عمل می‌کرد تا سوز و سرمای باد مه و گرد و غبار باد راز به شهر وارد نشود.

همچنین شهر قزوین همیشه در معرض آسیب سیلاب‌های ناگهانی قرار داشت. برای این مهم هم وجود این باغستان‌ها که مانند یک سد طبیعی عمل می‌کردند مردم شهر را از سیلاب ناگهانی در امان می‌داشت. شیوه آبیاری غرقابی این باغات که در سال یک یا دوبار و با آب سیلاب رودخانه‌ها انجام می‌شد، سیستمی منحصر به فرد است. هر قطعه زمین مانند یک استخر گود شده و حدود ۱ متر عمق دارد. با جریان پیدا کردن سیلاب آب وارد این استخرها شده و علاوه بر اینکه باغات را آبیاری می‌کرد، به شهر وارد نمی‌شد و امکان آسیب زدن به شهر را نداشت.

من فکر می‌کنم اگر قرار است این باغات حفظ شوند، باید به عنوان اثری هوشمند از پیشینیان حفظ شوند و به یادگار بمانند برای همگان. همانطور که دیوان حافظ و سعدی و مولانا و دیگران ماند. همانطور که …

1 سال پیش

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.